على رفيعى
102
تاريخ زندگانى امام صادق (ع) (فارسى)
دستيابى به قدرت و حفظ مسند خلافت بود . آنان به خوبى دريافته بودند كه سلطنت و موقعيتى كه پيدا كردهاند از بركت اسلام است . از اين رو ، مصالح سياسى و منافع مادى ايجاب نمىكرد كه به طور رسمى و علنى از آيين اسلام بيرون روند ، ولى از سوى ديگر ، نه تنها اعتقادى به اسلام و دستورات آسمانى آن نداشتند ، بلكه همواره اسلام اصيل و ناب را با منافع خود در تضادّ مىديدند ؛ ناچار به نفاق روى مىآوردند تا بتوانند به حيات ننگين و سلطه سياسى خود بر مردم مسلمان ادامه دهند . تفاوتى كه در اين جهت بين حكمرانان عباسى و اموى وجود دارد ، در چگونگى بهرهگيرى آنان از پوشش نفاق است . امويان با تظاهر به اسلام و خود نمايى درانجام پارهاى از ظواهر دينى ، خود را پايبند به اسلام و مبلغ و مروج آن قلمداد مى كردند و مبلغان و جانشينان به حق رسول خدا ( ص ) يعنى امامان معصوم ( ع ) را كه در هر زمانى و با استفاده از هر فرصتى چهره نفاق آنان را بر ملا كرده ، عليه ايشان به مبارزه بر مىخاستند ، افراد قدرت طلب و خارج از دين و رسم مسلمانى معرفى مىكردند . عباسيان نيز در پوشش نفاق به قدرت دست يافتند ، ليكن شرايط سياسى - اجتماعى جامعهء اسلامى ايجاب مىكرد آنان به جاى مطرح كردن و جلوه دادن ظواهر اسلام ، به رهبران ومبلغان آن به عنوان خاندان و جانشينان پيامبر ( ص ) روى بياورند ، و با توجه به محبوبيّت معنوى و نفوذ اجتماعى علويان و در رأس آنان امامان ، درميان تودههاى مردم ، شعار حمايت و جانبدارى از آنان را مطرح و توجه افكار عمومى را به سوى خود جلب كنند . سفّاح و منصور ، خلفاى معاصر امام صادق ( ع ) از اين پوشش نفاق بيشترين استفاده را بردند . آنان با شناخت و تحليلى كه از اوضاع داشتند به اين نتيجه رسيدند كه تنها راه پيروزى بر امويان و دستيابى به قدرت ، پيوند دادن دعوت خود ، به اهل بيت عليهمالسلام است . هدف آنان از اتّخاذ اين سياست اين بود كه اوّلًا ، توجه خلفاى اموى را از خود منصرف سازند . ثانياً ، اعتماد مردم ناراضى از حكومت را به خود جلب كنند و پشتيبانى آنان را به دست آورند ؛ چه آنكه خود ايشان در ميان مردم معروفيّتى نداشتند ، بر خلاف علويان كه در همه نقاط كشور پهناور اسلامى از شهرت ومحبوبيت مردمى برخوردار بودند . ثالثاً ، علويان به آنان اطمينان واعتماد كنند و دعوت آنان را دعوت براى خود